• وبلاگ : دختـري دَر راه آفتـاب
  • يادداشت : عشق و جنون
  • نظرات : 0 خصوصي ، 19 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    عمه ي خوبم، ميداني؟ دارم فکر مي کنم که: باورشان زيباست، اگر چه دردناک، اگر چه غمناک، اگر چه نابود کننده...
    باورشان اما زيباست. باور عاشقانه يشان زيباست. عاشقان تنها زيبايي مي بينند. همه چيز در نظرشان زيباست...
    با اين باور زندگي مي کنند، لحظه هاشان سپري مي شود در همين رويا و باور...
    همين هايي که مذمتشان مي کنيم، همين هايي که خانواده هايشان به نظرشان آبروي اجتماعيشان لطمه ديده بود، باورشان به واقع زيباست...
    منتها نه براي امروز، فردا زيباست، وقتي که قصه شود و نوشته شود در کتاب ها، مثل شيرين، فرهاد، خسرو... ليلي و مجنون و ذوليخا...
    آري امروز مورد مذمت است، وقتي قصه شد قشنگ مي شود...
    اما بعيد است که اين روزها قصه اي و کتابي در کار باشد، امثال محمد و محبوبه شايد هرگز قصه هم نشوند...
    عشقشان دردناک تر از شيرين و خسرو و فرهاد مي شود! اينها در تاريخ هم ديده نمي شوند :(
    چه غم انگيز ...