سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

دختـری دَر راه آفتـاب
 
قالب وبلاگ

آمده بود مسیر لوله کشی را اندازه بزند برای آوردن مقدار لوله ی مورد نیاز

چند دقیقه گذشت و کار مورد نظر نیز انجام شد

باید می رفت

نرفت اما!

دیوار را می نگریست... 

پای دلش برای رفتن یاری اش نمی کرد...

.

.

.

بالاخره چشم از دیوار برداشت و رفت

دلیلی برای نرفتن نبود، پس باید می رفت...


[ جمعه 95/6/5 ] [ 11:9 عصر ] [ ف الف ] [ نظرات () ]
.

کسی امروز بهم گفت: داری آرزو می کنی من همسرت باشم

اشتباه می گفت

غبطه نخوردم که چرا او همسرم نیست

اما افسوس خوردم که چرا تمام عمر عشق و احساس و عاطفه ام را در سینه حبس کردم

 


[ پنج شنبه 95/6/4 ] [ 12:58 صبح ] [ ف الف ] [ نظرات () ]

پارسال دم دم های اربعین دل من خیلی هوای رفتن داشت، هوای رفتن به کربلا... پیاده

نگاهم به خیلی چیزها آرمانی بود، وقتی رفتم اما اونچه تصور داشتم را ندیدم. 

زشتی های زیادی در این سفر دیدم، مثل عدم مراعات محرم و نامحرم و... 

تصمیم داشتم بنویسمشان ولی این فرصت هیچ وقت پیش نیامد

 

امسال اما این زشتی ها خیلی کمتر دیده شد، کمتر بودند یا من کمتر دیدم نمی دانم، ولی خدا را شکر به هر دلیل من ندیدمشان... 

سفر امسال خیلی خیلی خیلی بهتر از پارسال بود. احساس خیلی بهتری داشتم. و متفاوت ترین احساس را در مسجد کوفه درک کردم. واقعا وصف ناپذیر بود.

توی حرم حضرت عباس از همه جا بیشتر ماندم، بیشتر فکر کردم و خلوت بیشتری داشتم... ان شاءالله زیارت با معرفت روزی تک تکتان...

همه ی همه یتان را یاد کردم، دعا کردم و برای همه به نیابت نماز زیارت خواندم. خدا قبول کند ان شاءالله...

 

پارسال از خدا دو چیز خواستم، یکی کربلا بود. هر دو خواسته ام را اجابت کرد

امسال از خدا 4 چیز خواستم. سه تایش برآورده شد. یکی کربلا بود... خدا را دوست دارم


[ یکشنبه 94/9/15 ] [ 9:34 عصر ] [ ف الف ] [ نظرات () ]

نمی دونم چرا خسته از زندگیم شدم

دیگه حوصله ی بعضی از کارها را ندارم

کارهایی که تمام شدنی نیستند و هر روز جایگزینی برایشان هست.

تعمیر میز اتو، تعمیر اتو

فردا فریزر خراب است، تعمیر فریزر، ماشین لباسشویی

لولای درب جا رختخوابی، تعویض لامپ سوخته، شارزر موبایل هم خراب می شود در این بین... 

عجیب نیست واقعاً؟ چرا هر روز یک چیز جدید خراب میشه؟ یا باید دست به تعمیر باشم، یا تعویض! 

هزینه های سرویس کار با همه اندک بودنشان کمر شکن اند و جدای از هزینه ها دیگر حوصله ی هیچ کدام را ندارم، مدتهاست فریزر و ماشین لباسشویی دارند با آخرین نفسهایشان کار می کنند و مرا نه حوصله ی پیگیری تعمیرشان هست، نه پول! 

درب جا رختخوابی را هم ترجیح می دهم برای همیشه بسته بماند تا اینکه درستش کنم.

 

ای کاش یه کار خوب برام پیدا میشد

کار خوب!؟ چرا آدمها انتظار دارند راضی به انجام هر کاری باشم و کار را موصوف به خوب نکنم؟

روزهایی که از هفت صبح تا 10 شب با حقوق ماهی 12 هزارتومن بدون هیچ مزایای دیگه ای کار پر مشقت و طاقت فرسایی را انجام می دادم، این آدمها کجا بودند؟ نه یک ماه و دو ماه و یک سال... که چند سال ...

نیمه ی پر لیوان زندگیم بیشتره یا نیمه ی خالی؟

چی بگم؟ خوش‌ است آنچه بر‌ ما خدا می پسندد... بار الها تو را هزاران بار شکر، ولی عمیقا آرزو می کنم فرجی بشود و تغییری اساسی در زندگی ما رخ دهد، تغییری که منجر به سامان گرفتن خیلی چیزها بشود... 


[ یکشنبه 94/9/15 ] [ 9:15 عصر ] [ ف الف ] [ نظرات () ]

دلم یک جرعه خوشبختی می خواهد

 

بطلب آقا جان


[ پنج شنبه 94/5/22 ] [ 2:20 عصر ] [ ف الف ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

و فقط خاطره‌هاست، که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جای می‌مانند. کلیه کامنت‌های خصوصی این وبلاگ عمومی می‌شوند، پس دوست عزیز از ابتدا هر آنچه می‌خواهی را عمومی بیان دار. ارتباطات این وبلاگ با بقیه تنها از طریق لینک دونی انجام میشه و هیچ نوع درخواست دوستی تایید نمیشه! هر گونه کپی برداری و دخل و تصرف و انتشار این خاطرات در هر قالبی از جمله: وبلاگ، مجله، کتاب، فیلمنامه و ... شرعاً اشکال دارد.
امکانات وب



بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 28
کل بازدیدها: 90921