• وبلاگ : دختـري دَر راه آفتـاب
  • يادداشت : عشق و جنون
  • نظرات : 0 خصوصي ، 19 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + عمه 
    سلام.عزيزم من مورد اول را درنزديکانم دارم اين آقا حتي اگرموفق به وصلت هم بشود اين دختربرايش زن نميشود ممکنست حتي 4تابچه هم بياورداماعلاقه هرگز نميتواندداشته باشد...دختران معمو لا همون نگاه اول اگرجذب نشوندمحالست تن به خواست مردبدهندمنکه نديدم.
    پاسخ

    سلام عمه ي خوبم... قصه ي محمد و فرشته ظاهراً روزهاي فروغش را سپري مي کند. محمد ابتدا ناپدري مهربان و مدتي بعد مادرش را از دست داد. تنها يک خواهر متاهل دارد. 5 سالي هم هست که در انتظار فرشته است و ديگر نااميد شده... او نيز در افسردگي به سر مي برد. بعيد است وصلتي در کار باشد. امروز زنگ زدم به فرشته تا قصه را برايم تعريف کند، مبادا اشتباه بنويسم، گفت: اصلاً حاضر نيست به اين ماجرا بيانديشد. فرشته و مادرش هم در اين ماجرا روابطشان تيره و تار شد. از آنجايي که محمد پسري بود موجه و شرايطي ايده آل داشت، مورد تاييد خانواده ي دختر بود. به همين دليل به دخترشان زياد اصرار کردند تا قبول کند و نتيجه نداشت... به عقيده ي من حتي اگر به ازدواج ختم شود عمر تاهلشان کمتر از چند ماه است، فرشته و محمد اصلاً همفکر نيستند... اصلاً ... نمي دانم چرا پسر اين دختر را اين قدر دوست دارد... عشق است ديگر، عشق دليل نمي خواهد، جنون لازم است علي الظاهر / اگر چه که هم دختر دختر خوبي ست هم پسر... اما آنها به يکديگر تعلق ندارند... :) بلي دختران شرايطي خاص لازم دارند براي جذب شدن... و بيچاره محبوبه که جذب شد! چرا سهم يکي از طرفين عاشقي غم است؟